تاريخ : سه شنبه 1390/10/13 | 2:47 | نویسنده : هوشنگ غبیشاوی |



تاريخ : چهارشنبه 1393/02/24 | 8:56 | نویسنده : هوشنگ غبیشاوی |

دانش آموزان دردسر ساز یا بی توجه ، جدایی از شما را انتخاب کرده اند به همین دلیل مخل هستند.اگر نتوانید با آنها ارتباط برقرار کنید یکسال برای شما دردسر ایجاد خواهند کرد و با نافرمانی ،درصدد کنترل شما برخواهند آمد ، کلکی که دانش آموزان سرسخت و اهل مقاومت آن را ترجیح می دهند اخلال در تدریس است تا به تهدید و تنبیه رو بیاورید ، در این حالت کنترل شما را در دست می گیرندو از این کار لذت می برند آنها سالها با کنترل بیرونی دست و پنجه نرم کرده اند. فقط با رو نیاوردن به کنترل بیرونی می توانید آنها را به راه بیاورید بعضی دانش آموزان تلاش می کنند شما را به زانو در آورند و کاری کنند که به کنترل رو بیاورید.

دو راهی یا تعارض درون ما این است که به نزدیکی و ارتباط با یکدیگر نیاز داریم و در عین حال تقریبا همگی وقتی با دیگران مشکل داریم به کنترل بیرونی متوسل می شویم.

 

روی واژه ادامه مطلب کلیک کنید



ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه 1393/02/23 | 0:20 | نویسنده : هوشنگ غبیشاوی |

اشاره: مطلبی که می خوانید از سری یادداشت های بینندگان الف است و..............

بار دیگر روز دورازدهم اردیبهشت فرارسید و سیل تبریکات شفاهی و کتبی جهت تکریم مقام معلم سیل ­وارگونه در شبکه ­های صدا وسیما و رسانه ­های اجتماعی خودنمایی می ­کند.

 سیزده سال سابقه تدریس در آموزش و پرورش دارم و دانشجوی دکتری هستم. دوستان کم کم صدایم می­زند آقای دکتر! دکتر جان! در این سال ها هر روز که به مدرسه می­رفتم با عشق و امید به تربیت فرزندان و اصلاح وضعیت فرهنگی کشور تدریس می ­نمودم. کتاب های مختلف غیر درسی، گفتگو درباره ­ی موضوعاتی که به ظاهر ممنوع و تابو بودند و تغییر دیدگاه نادرست اجتماعی و فرهنگی دانش ­آموزان حداقل کاری بود که به غیر از تدریس کتاب های خود آموزش و پرورش داشتم.

 اما کم کم بعد از تاهل متوجه برخی زوایای دیگر معلمی شدم که پیش از این کمتر برای من آزار دهنده بود. هزینه ­های مراسم ساده عروسی و لنگیدن در تهیه چند وسیله­ برای شروع زندگی، چنان استرسی به زندگی ما وارد کرد که مدت کمی بعد از مراسم روانه بیمارستان شدیم. با لطف حضرت حق و قرض ­الحسنه ­های برادر خانم کارمند بانکی و برادر کوچکتر بنده­ با شغل آزاد، مراسم ساده ما به خوبی برگزار شد. هزینه ­های بیمارستان با حقوق اول ماه و عیدی آخر سال پرداخت شد و اولین عید ما بدون خریدی سپری شد. اگر دعوت یکی از دوستان مهربان در نوروز به سفر نبود و بر عهده ­گرفتن بیشتر هزینه ­ها توسط ایشان نبود سفری حتی یک روزه هم در اولین بهار مشترکمان روی نمی­ داد.

 تصمیم گرفتم رها کنم تمام آنچه برای برای سرزمینم بی ­منت انجام می­ دادم چرا که در همین شروع زندگی، شرمنده خانواده خویش شده­ ام. دوستان خویش را می­ بینم که با تلاش کمتر در بازار آزاد رفاه بیشتری برای خانواده خویش فراهم کرده ­اند؛ دچار تردید می­ شوم که آیا مسیر انتخابی من درست بوده است. دوست ندارم همسر مهربانتر از جانم در سختی باشد. دوست ندارم تنم بلرزد از اینکه به مراسمی دعوت شویم و شرمنده از هدیه ندادن باشم. دوست ندارم فرزندان مرا توبیخ کنند که به فرزندان دیگران توجه کردید واز ما غافل شدید و از فراهم کردن حداقلیت برای ما ناتوان هستید.

 می ­خواهم دیگر به سخن مسئولان توجه نکنم که معلمی جایگاهی دارد و ارزش آن چیست. دیگر بس است. دِین خویش را به جامعه و دولت انجام ادا کرده ­ام. حال که دولت و جامعه ما را فراموش کرده ­اند باید به فکر خویش باشیم. سال های سال است که وعده ­های مسئولان برای ما معلمان تو خالی شده است. می­ خواهم یک زندگی طبیعی داشته باشم. دیگر نمی ­خواهم یک معلم باشم.

 این تصمیم را به دشواری گرفته ­ام! شاگردان سابق آنچنان از تاثیر من بر زندگی خویش سخن می ­گویند که ارزش کار معلمی برای من بیشتر نمایان شد. مناطقی که نه تنها فقر مادی در آنجا آشکار است که فقر فرهنگی حاکم بی ­چون و چرا است. زمانی که این تصمیم را گرفتم و به دوستان و همکاران اعلام کردم آنان که مذهبی بودند روی ترش کردند و از عواقب آن در زندگی، سخت سخن راندند . اما چه کنم؟

 ترس از آینده ­ی نامعلوم معلمی من را به این سوی کشاند. زمانی که مشاهده می ­کنم که یکی از آشنایان با مدرکی پایین­تر از بنده وارد سازمان دولتی دیگری شده است و با یک سال سابقه دریافتی بسیار بیشتری از من دارد، متوجه می ­شوم نمی ­توان امیدی به اصلاح این نظام پر از عیب و نقص آموزش و پرورش داشت.

 اگر تنها غم نان بود شاید می­شد تحمل کرد اما ...

 سخن در این مورد زیاد است و درد بیشتر...



تاريخ : پنجشنبه 1393/02/18 | 17:47 | نویسنده : هوشنگ غبیشاوی |

کودکی که آماده تولد بود نزد خدا رفت و از او پرسید می گویند که فردا مرا به زمین می فرستی امامن به این کوچکی و ناتوانی چگونه می توانم برای زندگی آنجا بروم؟  خداوند پاسخ داد از میان فرشتگان بیشمارم یکی را برای تو در نظر گرفته ام.ا و در انتظار توست و حامی و مراقب تو خواهدبود.

کودک همچنان مردد بود و ادامه داد : اما من اینجا در بهشت جز خندیدن و آواز و شادی کاری ندارم.خداوند لبخند زد:فرشته تو برایت آواز خواهد خواند و هر روز به تو لبخند خواهد زد تو عشق او را احساس خواهی کرد و شاد خواهی بود.

کودک ادامه داد:من چطور می توانم بفهمم که مردم چه می گویند در حالی که زبان آنها را نمی دانم؟ خداوند او را نوازش کرد و گفت: فرشته تو زیباترین وشیرین ترین واژه هایی راکه ممکن است .بشنوی در گوش تو زمزمه خواهد کرد و با دقت و صبوری به تو یاد خواهد داد که چگونه صحبت کنی.

 کودک با ناراحتی گفت: اما اگر بخواهم با تو صحبت کنم چه کنم؟و خداوند برای این سوال هم پاسخی داشت: فرشته ات دستهای تو را در کنار هم قرار خواهد داد و به تو می آموزد که چگونه دعا کنی .

کودک سرش را برگرداند و پرسید: شنیده ام در زمین انسانهای بد هم زندگی می کنند؛ چه کسی از من محافظت خواهد کرد.خدا گفت فرشته ات از تو محافظت خواهد کرد، حتی اگر به قیمت جانش هم تمام شود.کودک ادامه داد: اما من همیشه به این دلیل که نمی توانم تو راببینم غمگین خواهم بود. خداوند لبخند زد و گفت: فرشته ات همیشه درباره من با تو صحبت خواهد کرد، اگر چه من همشه در کنار تو هستم.در آن هنگام، بهشت آرام بود اما صداهایی از زمین به گوش می رسید.

کودک می دانست که بزودی باید سفر خود را آغاز کند. پس سوال آخر را به آرامی از خداوند پرسید: خدایا، اگر باید هم اکنون به دنیا بروم لااقل نام فرشته ام را به من بگو. خداوند او را نوازش کرد وپاسخ داد: نام فرشته ات اهمیئت ندارد ولی می توانی او را مادر صدا کنی



تاريخ : دوشنبه 1392/12/19 | 22:38 | نویسنده : هوشنگ غبیشاوی |

متأسفانه وقتی مابه اطراف خودمان درمدارس نگاه می کنیم مواردومسائل بسیاری می بینیم که درگذشته بنابه ضرورتی درنظام آموزشی ما ایجادشده ولی پس ازگذشت زمان باآن که علت اصلی ازبین رفته است ویالزوم خودراازدست داده ،اما کماکان قیدوبنده ایجاد شده همچنان باقی است(کتاب مدرسه موفق مدیریت موفق ازدکترمرتضی مجدفر)
یکی ازمشکلات وضعف های طرح الگوی ارزش یابی توصیفی گرفتارشدن در دام کاغذبازی این طرح است،علاوه برتنوع آزمون ها دراین طرح که منجربه صرف هزینه زیادی برای تأمین کاغذوجوهرشده است باعث هدررفت وقت وهزینه زیادی برای تکمیل وچاپ وصحافی و بایگانی برگه های زیادی تحت عناوین مختلف ازجمله چاپ فرمهای لیست های آموزگاربرای تهیه گزارش پیشرفت تحصیلی ،لیست کارنامه تربیتی که این ها توسط معلم پایه مربوطه می بایست براساس نتائج ارزش یابی فرایندمحوربه شکل دستنویس کامل کندوپس ازثبت این نمرات یامعیارهادرسیستم، چاپ انواع واقسام برگ ها نظیرگزارش پیشرفت تحصیلی تربیتی ،کارنامه تربیتی ،کارنامه تحصیلی ،دفترنتائج ارزشیابی کیفی توصیفی که برخی ازاین برگه هابایددرپرونده دانش آموزبایگانی وبرخی دیگربصورت دفاترقطورمی بایست صحافی وطلاکوب وبقیه داستان!!!
آیا واقعاَنمی شودبا اتخاذتدابیری مخارج ناشی ازهدررفت این همه هزینه رابه حداقل کاهش داد ؟باوجودسیستم رایانه ای درمدارس واتصال اینترنتی ووجودسروروسیستم متمرکز چه لزومی به چاپ وصحافی ونگهداری این دفاتراست!!!
صدورپی درپی این گواهینامه ها یا کارنامه ها درتمامی پایه های تحصیلی وبه ویژه دردوره ابتدایی باتوجه به ارتقاء سطح تحصیلات مردم چه مزیت قانونی برای صاحبان این کارنامه ها خواهدداشت؟؟؟
امیدواریم مسئولان صاحب فکروایده ما درآموزش وپرورش تلاش کنند فعالیت ها وبرنامه های مدارس رادرمسیرمناسب ومطلوبی جاری سازند.وهمه ما وقت وهزینه های بیشترمان راصرف ارتقای کیفیت نمائیم .

تاريخ : پنجشنبه 1392/12/01 | 19:53 | نویسنده : هوشنگ غبیشاوی |
تاريخ : سه شنبه 1392/11/22 | 19:40 | نویسنده : هوشنگ غبیشاوی |

پيروز کسي است که با زيبايي اميد، آينده را بيارايد

پادشاهى در يک شب سرد زمستان از قصر خارج شد. هنگام بازگشت سرباز پيرى را ديد که با لباسى اندک در سرما نگهبانى مى‌داد.
از او پرسيد: آيا سردت نيست؟
نگهبان پير گفت: چرا اى پادشاه اما لباس گرم ندارم و مجبورم تحمل کنم.
پادشاه گفت: من الان داخل قصر مى‌روم و مى‌گويم يکى از لباس‌هاى گرم مرا برايت بياورند.
نگهبان ذوق زده شد و از پادشاه تشکر کرد. اما پادشاه به محض ورود به داخل قصر وعده‌اش را فراموش کرد.
صبح روز بعد جسد سرمازده پيرمرد را در حوالى قصر پيدا کردند، در حالى که در کنارش با خطى ناخوانا نوشته بود:
اى پادشاه من هر شب با همين لباس کم سرما را تحمل مى‌کردم اما وعده لباس گرم تو مرا از پاى درآورد!

چندسالی است وعده وعیدهای مسئولین درباره فراینداجرایی نحوه محاسبه وتطبیق کارکنان وزارت آموزش وپرورش ونحوه بررسی وتأییدوصدورگواهینامه نوع دوم نقل ونبات محافل رسانه ای بویژه مکتوب آن شده بود.بعدازکلی انتظار،کارکنان دستورالعمله رسید.بنده سه باری این دستورالعمله روبا دقّت مطالعه کردم... تعبیربنده ازاین طرح این است که متولیان امرتعلیم وتربیت یابطورکل مسئولین قصددارند انگیزه ورغبت را درمیان کارکنان جهت شرکت دردوره های بازآموزی وبه روزآوری فنون وشیوه های یاددهی-یادگیری را تقویت کنند.که این امرفی حدذاته خوب وپسندیده است ولیکن جزئیات وشیوه اجرایی آن آثارمنفی وشایدمخربی برجای خواهدگذاشت.که عبارتنداز:

گمان وبرداشت نخست بنده :گیریم  دستورالعمله قابلیت وضمانت اجرایی هم داشته باشد. با چه قیمت وهزینه ای؟؟؟ نخست این که کارکنان تمرکزودل مشغولی وحتی نگرانی خودرا صرف تهیه وگذشت ازهفت خوان رستم این طرح خواهندکرد.واین تأثیر منفی یی برروندفعالیت وکاربویژه معلمان ما خواهدگذاشت(مدارک همکاردردوره رفت از 5مرحله یاازکانال پنج کمیته بایدعبورکند.مرحله برگشت هم فعلاَ مشخص نیست).

دوم این که اجرای این طرح به نیروهای توانمندبورکراتیک وبیکار(زیرا کمیته های پنجگانه هرکدام ازچندین نفرتشکیل ومسئول بررسی پرونده های  کارکنان درسطوح مختلف خواهندشد)نیازشدیدی پیداخواهدکرد.مثلاَ درسطح واحدآموزشی تقریباَ همه کارکنان اداری وآموزشی درگیراین طرح خواهندشد.

سوم این که مدارک ومستندات لازم جهت عملیاتی شدن این طرح  ازپایین به بالا سخت ودشوارتر خواهدشدوخروجی قیف هی تنگتروتنگترخواهدشد(مثلاَ کارکنانی که دارای مدرک لیسانس باارزش استخدامی هستند برای ارتقاء مدرکشان علاوه برداشتن 800ساعت گواهی نوع اول ضمن خدمت وکسب 70درصدنمره آزمون جامع می بایست طرح تحقیقی هم ارائه دهداما برای ارتقایک دیپلمه درسطح مهارتی فقط 1200ساعت گواهی ضمن خدمت لازم است وآزمون جامع وطرح تحقیقی و...ضرورتی نخواهدداشت) واین خودادرراستاواستمرارهمان سیاست نظام هماهنگ پرداخت حقوق کارکنان درمیان خودشان است.

چهارم این که آیا دوره های گذارنده شده درسالهای قبل ازسال 79 بیهوده وبی فایده است!!! ودرنظام آموزشی ما جایگاهی ندارند، درحالیکه این دوره ها درزمان وموقعیت خود جهت ارتقاء کیفیت آموزشی وتربیتی  وپیشبرداهداف آموزشی و برنامه درسی  ومحتوای آموزشی ارزشمند ومثمرثمربوده اند وهمکاران درآن زمان باانگیزه ی پیشرفت وارتقاء فعالیتهایشان وبدون توجه به منافع شخصی درآن دوره ها شرکت می کردند.

همکاران عزیزوارجمند این نظروبرداشت بنده است وچه بسا اینجانب دچارسوء برداشت شده ام، استدعادارم مرا ازطریق ایمیل شخصی بنده به آدرس:hooshy45@yahoo.com راهنمایی کنید.

باتشکروتقدیرهوشنگ غبیشاوی



تاريخ : شنبه 1392/11/19 | 22:29 | نویسنده : هوشنگ غبیشاوی |

امروزصبح که چندمیلیمتری ی ی برف اومده بوددرحال رفتن به مدرسه سرایستگاه منتظراتوبوس واحدبودم وانت نیسانی نگه داشت ومنوسوارکرد.بعدازسلام وخش وبش واحوال پرسی ایشونویعنی راننده نیسانو شناختم یکی ازاولیاء دانش آموزان مدرسه مون بود ازمن پرسیدمدرسه امروزتعطیل نشد؟گفتم خیر!تعطیل اعلام نشد.پس ازاندکی درنگ واردبحثی شد(درمورمسائل سبدکالاو...)  وبرای مستدل شدن بحثش داستان کوتاهی رو تعریف کردکه برای من واقعاً جالب بودان شاء الله برای شما هم جالب باشه:می گفت متهمی جرمش توسط قاضی ثابت شدوبرای این که مجرم به سزای عملش برسد می بایست یکی ازاین سه کیفردرموردش به اجرادربیایدیا 5کیلوپیازبخوردیا50ضربه شلاق ویا100هزارتومن پول جریمه بپردازدفردخطاکارنمی خواست پول بدهدوخوردن 5کیلوپیازروبرگزیداما بعدازخوردن مقداری ازپیازها(مثلاَدوکیلو) بعلت تندی زیادمنصرف شد.قاضی هم می خواست که حدحتماَ باید درحقش اجراگردد.فردخطاکارراه دومی روانتخاب کردولیکن پس ازواردشدن 10ضربه شلاق برپیکرنحیفش توان وطاقت نیاورد وراه سومی روبرگزیدو100هزارتومن رو پرداخت کرد.

مواظب باشیم نمونه ومصداق بارز این مثل نشویم!!!



تاريخ : پنجشنبه 1392/11/17 | 0:45 | نویسنده : هوشنگ غبیشاوی |


تاريخ : شنبه 1392/08/18 | 16:16 | نویسنده : هوشنگ غبیشاوی |
پسری در خانواده ای مرفه زندگی می کرد.او همیشه عاشق ماشین های اسپرت بود و از پدر خود خواسته بود برای جشن فارغ التحصیلی اش یک ماشین اسپرت برایش بخرد و پدر هم قبول کرد.

روز جشن پسر به نزد پدر رفت و پدرش به او گفت: (تو تا به حال زحمت زیادی کشیده ای پس امروز به تو هدیه ای می دهم.) و یک بسته کادو پیچ از کشو میزش بیرون اورد و به پسرش داد پسر به سرعت کادو را باز کرد و یک کتاب مقدس دید که جلد زرشکی با نوشته های طلا کوب داشت پسر بسیار عصبانی شد و فریاد زد: (یک کتاب مقدس؟! با این همه مال و ثروت فقط یک کتاب مقدس به من می دهی؟) و کتاب را روی میز پرت کرد و رفت سالها گذشت پسر مشغول کار شد ازدواج کرد و زندگی خوبی داشت تا اینکه روزی به او خبر دادند که پدرش فوت کرده و برای رسیدگی به وصیت نامه ی پدرش باید به خانه ی پدریش باز گردد. پسر به خانه پدریش رفت و به سوی اتاق پدر رفت تا وصیت نامه را بردارد وقتی کشو را باز کرد کتاب مقدس را دید ناگهان اشک از چشمانش سرازیر شد کتاب را برداشت و ورق زد و احساس کرد چیزی به جلد ان چسبیده اخرین صفحه را باز کرد و یک سوئیچ دید سوئیچ همان ماشین اسپرتی که می خواست! و پسر به اشتباه بزرگ خود پی برد اما چه دیر

بیشتر مواقع خدا دعا های ما رو بر اورده می کنه اما ما نمی بینیم چون به اون شکل که ما فکر می کردیم بر اورده نشده


.



تاريخ : جمعه 1392/08/10 | 12:21 | نویسنده : هوشنگ غبیشاوی |



تاريخ : جمعه 1392/07/26 | 12:49 | نویسنده : هوشنگ غبیشاوی |



تاريخ : جمعه 1392/07/26 | 11:51 | نویسنده : هوشنگ غبیشاوی |

با سمه تعالی

قال رسول الله (ص) : ((عقل سالم دربدن سالم است ))

.............

احتراماًبه مناسبت گراميداشت هفته پيونداولياء ومربيان وهفته تربيت بدني همايشي به عنوان پياده روي وكوهپيمايي دانش آموزان به همراه خانواده گرامي برگزارمي گرددازجنابعالي دعوت مي شود به همراه فرزند دلبندتان دراين همايش شركت نمائيد،حضورسبزشماباعث مزيدامتنان مسئولين ومربيان مدرسه ونيزانجمن اولياء  مي گردد . درضمن مسابقات ورزشي به همراه اهداء جوائز برگزارخواهدشد.

تذكرات لازم:

1-تاريخ ومكان همايش:روزجمعه مورخه 26/7/92ساعت حركت5:30(پنج ونيم صبح)  مكان همايش : فلكه آتش نشاني

2-آوردن صبحانه وزيرانداز                    3- پوشيدن لباس ورزشي

اولياء محترم برگه دعوتنامه را به همراه داشته باشيد.     

                      باتشكرمديريت وانجمن اولياء ومربيان آموزشگاه شهيداندرزگو



تاريخ : سه شنبه 1392/07/23 | 11:59 | نویسنده : هوشنگ غبیشاوی |

بارش دستورالعمل ها، آئین نامه ها، بخشنامه هاوقوانین آموزش وپرورش قدرت ابتکارونوآوری مدیران مدارس راروبه  نابودی و اضمحلال خواهدبرد.خلاقیت اوج توانایی تفکربشری است که توانسته است انسان رابه مرحله پیشرفت وترقی برساند واورادرحل تمام مسائل ومشکلات زندگی یاری دهد.ومدیران مدارس به دلیل این که بیشتربامسائل پیچیده تربیتی وآموزشی دست وپنجه نرم می کنند،می بایست زمان بیشتری دراختیارداشته باشند که ازاین صفت ممیزه بشری وازقدرت وتوان مغزی خویش به طورمطلوب تری استفاده نماید.وبه این دلیل است که پیشوایان دینی ما عبادت رادرکثرت نمازوروزه نمی دانندبلکه در تفکرفی امرالله عنوان می نمایند.

یاشخصی نوگرا وخلاق مثل استیوجابزحاضراست تمام فناوری هایش رابرای یک بعدازظهربودن با سقراط معامله کند.آیا سخن این شخص گزاف وبیهوده است؟

چندوقت پیش مقاله ای باعنوان« چرا افراد کار آمد از پذیرش مسئولیت مدیریت مدارس سر باز می زنند» رادریکی ازسایت های معتبر اینترنتی وطنی خواندم که مرابه فکرواداشت ویکی ازدلایل عمده نویسنده مقاله برای شانه خالی کردن افرادکارآمدومستعد همین قوانین دست وپاگیرآموزش وپرورش است که مدیرواحدآموزشی رانه به یک رهبر،البته به یک دنباله روکارپردازمبدل ساخته است. تااینجا با لفظ قلم نوشتم مرابه بزرگی خودتان ببخشید!!! ازاین به بعدمی خواهم کمی صمیم تر بنویسم:

مسئولین محترم کارشناسان ذیربط خواهش می کنم،استدعادارم بیاندیشیم بسیارهم......

می خواهم درچندبند به کارهایی که درحال حاضردرمدارس ما انجام می شوداشاره کنم:

به جای این که فناوری درخدمت مدارس قرارگیردمتأسفانه بالعکس شده است وتمام زمان مدیران وهمکاران آن ها درخدمت ثبت نام شش مرحله هردانش آموز واسکن عکس وبارگذاری تصویردرسامانه موسوم به سناد بااینترنت پرسرعت کذائی!!!

ورودوثبت نمرات وچاپ انواع واقسام کارنامه اعم ازکارنامه توصیفی- تربیتی،کارنامه تربیتی ،گزارش عملکردتحصیلی ،دفترنتائج ارشیابی کیفی وتوصیفی ،دفترآمار کمی وکیفی دانش آموزان ،وچاپ دفتریک من لیست ریزنمرات دست نویس آموزگاران وامضاء این کارنامه ها توسط آموزگار،معاون اجرایی ومدیروممهورکردن تمام این کارنامه هاوچاپ وصحافی این دفاتروارسال آن ها به کارشناسی های مربوطه جهت تأییدوسپس بایگانی . واقعاً آن زمانی که رایانه درمدارس نبودزمان کمتری صرف این کارها می شدیا درحال حاضر؟؟؟ما هردوزمانو تجربه کردیم یاداریم تجربه می کنیم.

راه اندازی سامانه اموال : ثبت تمام اموال غیرمصرفی ودرحکم مصرفی مدارس درآن سامانه وگزارش گیری ازاموال وسپس حذف اموال اسقاطی ودریافت شماره اینترنتی و...

تغییرسیستم حسابداری واسنادمالی وبروزرسانی مکرراین سیستم وزدن اسنادمالی وکسب مجوزصدورچک ازاداره متبوع،ترازمالی وصورت حساب بانکی وبستن سال مالی و....

راه اندازی سامانه بیمه حوادث : ثبت مشخصات دانش آموزان وهمکاران بیمه شده وفیش واریزی؛ قابل ذکراست که سال گذشته سامانه مذکورمشخصات دانش آموزان راازسامانه سناددریافت می کرد ولیکن امسال مسئولین مدرسه خودبایدواردکنند!!!

شروع به کارسامانه عملکرد معلم توسط گروههای آموزشی وماادراک ماسامانه عملکردمعلم؟؟؟

تازگی ها هم شروع به کارسامانه اختلالات یادگیری....

وهرکدام ازاین سامانه ها نام کاربری ورمزی جداگانه دارند!!!

اتوماسیون اداری که خودقصه طویل ودرازی دارد،بخشنامه های مختلف ومتنوع که ازکارشناسی های مدیریت به سمت مدارس سرازیرمی گردد.چندتاشوکه اقدامی هستندوهمین روزاهم صادرشدندرونام می برم:انتخابات انجمن اولیاء ومربیان،هفته پیوند،هفته کودک،بخشنامه حذف اموال اسقاطی،بخشنامه کتاب الکترونیک،شماره همراه همکاران؛مسابقات گروهی فرهنگی –هنری،انتخابات شورای دانش آموزی، فرم ارزیابی عملکردکلاسی معلمان،فرم ارزشیابی سالانه همکاران ،پروژه مهروبازگشایی مدارس والی ماشاءالله که الان حضورذهن ندارم که خیلی بیشترازاین بخشنامه ها بگم!!!سرویس ایاب وذهاب دانش آموزان..

ازجلساتی که بایدتشکیل گردد هم بگم:جلسه شورای آموزگاران، جلسه شورای مدرسه، جلسه شورای مالی ،جلسات انجمن اولیاء ومربیان ،گردهمایی های عمومی اولیاء وجلسه شورای دانش آموزی وهرکدام ازاین جلسات حداقل هرماه یک جلسه تشکیل ونیزدردفترمخصوص گزارش نویسی گردد.

گیرم مدیروهمکارانش همگی کاربلد وآموزش دیده باشند وصلاحيت‌هاي حرفه‌اي و فني لازمه را دارند وفرصت وزمان انجام همه ی این کارها را داشته باشند.آیا این همه حجم کاری به مدیرمدرسه فرصت اینکه به قول پدرمدیریت مدیری پیش قدم، خود آغاز گر ؛ خود پيش برنده ؛فرایندگرا، خود ناظر و خود ارزشياب که مستمراً در پي شكوفايي استعدادهاي خود و كاركنانش باشد را خواهدداد؟؟؟

آیا مدیرزمان لازم را برای تعامل وهم افزایی  درفکروعمل با سائرهمکاران خواهدداشت؟؟؟

آیامدیر وسائرهمکاران فرصت وزمان لازم روبرای ارتباط وتعامل بادانش آموزان روخواهدداشت؟؟؟چه بساحتّی ته چهره دانش آموزان بویژه درمدارس باتراکم بالابرای مدیران ما نا آشناست وخودبنده اگردانش آموزمدرسه ام رو دربیرون ازچارچوب وفضای آموزشی وبالباس غیرفرم ببینم، نخواهم شناخت.

آیامدیرما به قول یکی از اساتید بزرگی که همیشه در برخورد با مسائل پیچیده، این جمله را زمزمه می‌کرد «یا راهی خواهیم یافت، یا راهی خواهیم ساخت»برای حل مشکلات فرصتی پیدا خواهدکرد؟؟؟

مسئولین محترم،کارشناسان حاذق ،همکاران فرهیخته طولانی ترین سفرها بابرداشتن یک گام آغازمی گردد،تنومندترین درختان بایک دانه شروع به زندگی می نمایند واهرام ثلاثه ازچیدن سنگ های کوچک روی همدیگربنا شده است.بیاییدبیاندیشیم بسیارهم بیاندیشیم وبا همدلی وهمفکری تغییراتی جهت رفع این معضلات درآرمان شهرفرهنگ ودانش جست وجونمائیم.ان شاء الله

در مجالی که برایم باقیست                    باز همراه شما مدرسه ای می سازیم (مجتبی کاشانی)      عضوکوچک وحقیراین خانواده:هوشنگ غبیشاوی



تاريخ : سه شنبه 1392/07/16 | 23:39 | نویسنده : هوشنگ غبیشاوی |



تاريخ : شنبه 1391/11/07 | 16:42 | نویسنده : هوشنگ غبیشاوی |



تاريخ : شنبه 1391/11/07 | 16:40 | نویسنده : هوشنگ غبیشاوی |



تاريخ : شنبه 1391/11/07 | 16:38 | نویسنده : هوشنگ غبیشاوی |



تاريخ : شنبه 1391/11/07 | 16:37 | نویسنده : هوشنگ غبیشاوی |



تاريخ : شنبه 1391/11/07 | 16:36 | نویسنده : هوشنگ غبیشاوی |



تاريخ : شنبه 1391/11/07 | 16:33 | نویسنده : هوشنگ غبیشاوی |



تاريخ : شنبه 1391/11/07 | 16:31 | نویسنده : هوشنگ غبیشاوی |



تاريخ : شنبه 1391/11/07 | 16:28 | نویسنده : هوشنگ غبیشاوی |



تاريخ : شنبه 1391/11/07 | 16:26 | نویسنده : هوشنگ غبیشاوی |



تاريخ : شنبه 1391/11/07 | 16:25 | نویسنده : هوشنگ غبیشاوی |
.: Weblog Themes By VatanSkin :.